(فقه – مدنی) درمورد قاعده تسبیب:
اولا- سببی وجود دارد که منتهی بایراد ضرر میشود وآن سبب، انسانی است که مسئول ضرر است.
ثانیا- فعلی وجود دارد که منشاء خسارت است و سبب مذکور بوسیله همین فعل. منشاء خسارت میشود (خواه این فعل از غیر انسان صادر شود مانند سقوط دیوار برعابرین، یا ازحیوان صادرشود مانند دریدن سگ یا از انسان بی شعورصادرشود مانند طفل غیر ممیز و دیوانه یا از انسان با شعور صادرشود).
ثالثا- واسطه ای بین سبب مزبور وفعل مذکور واقع میشود و این واسطه بیکی از صورذیل دیده میشود:
الف – واسطه حیوان است مانند سگی که بر اثر بی مبالاتی صاحب آن ازدیوارجسته و در معابر لباس عابر را پاره کرده است.
ب- واسطه غیرحیوان است مانند بادی شدید که دیوار کهنه را بروی ملک غیر انداخته و صاحب دیوار غفلت در تعمیر آن کرده بوده است.
ج- واسطه انسانی بی شعور است مانند طفلی که براثر بی مبالاتی پدرو مادر در کوچه ها سنگ به پنجره منازل انداخته وآنها را شکسته است.
د- واسطه انسان با شعور است مانند حاکمی که بر اثر شهادت شهود کاذب (بدون علم بکذب آنها) حکم صادر نموده وپس ازصدور حکم کذب شهود معلوم گردد. دراین صورت، شرط این است که انسان مزبورکه فعلش منشاء ضرر بغیر شده آن فعل را بعلت تکلیف قانونی که داشته است مرتکب شده باشد مانند دادرس که برای انجام وظیفه ناچار شده که طبق گواهی گواهان مزبور رأی بدهد. این شرط است که ((قاعده تسبیب)) را (در فرض ((د)) ) از ((تسبیب بضمان)) جدا میکند (رک. تسببب بضمان) با اینکه درمورد تسبیب بضمان هم واسطه بین سبب وفعل موجب اضرار، شخص باشعوری است.