تدلیس

۱- (حقوق مدنی – فقه) اعمالی که موجب فریب طرف معامله شود (ماده ۴۳۸ قانون مدنی) بنابراین :
اولا- موضوع مورد تدلیس باید عین باشد پس مغبون کردن طرف. معامله (ولو اینکه فریب متوجه قیمت است) تدلیس باین معنی نیست.
ثانیا – تدلیس کننده باب بموضوع مورد تدلیس صورتی بدهد که محرک طرف معامله در اقدام بمعامله باشد یعنی اظهار صفت کمالی در موضوع مورد معامله نماید که آن موضوع فاقد آن صفت است. پس اخفاء عیب از موارد اعمال خیار عیب است نه خیارتدلیس.
2- تدلیس بمعنی غش هم استعمال میشود مانند ضرب مسکوک تقلبی که نوعی از تدلیس است و در اینصورت تدلیس مفهوم جزائی دارد.
(حقوق جزا) در ماده ۱۵۳ قانون کیفر عمومی عنوان تدلیس بکار رفته است که عناصر آن عبارت است از:
الف – مرتکب نماینده دولت باشد.
ب – عهده دار خرید یا فروش یا ساختن چیزی یا امر بساخن چیزی باشد.
ج- عمل فریب دهنده بکار برد.
د- ازفریب مذکورضرری بدولت برسد.
هـ – ازفریب مذکور برای خود یا دیگری تحصیل نفعی کند.