تحقیقات محلی
(دادرسی) استماع گواهی گواهان محلی را توسط دادرس دادگاه تحقیقات محلی گویند (ماده ۴۲۶ دادرسی مدنی)
(دادرسی) استماع گواهی گواهان محلی را توسط دادرس دادگاه تحقیقات محلی گویند (ماده ۴۲۶ دادرسی مدنی)
(دادرسی کیفری) تحقیقات راجع بجرم که توسط مستنطق یا ضابطان دادگستری بعمل می آید ومنتهی بصدورقرارمجرمیت یا قرار منع تعقیب می شود (ماده ۱۸- ۴۳ آئین دادرسی کیفری)
(فقه) تعیین حکم، نصب حکم، انتخاب بداوری را گویند.
داور را گویند (رک. داور)
(دادرسی) کسی را وادار باداء سوگند کردن چنانکه حاکم کارشناس غیررسمی را وادار باداء سوگند می کند یا شاهد را وادار بسوگند می نماید.
در لغت بمعنی بردوش کشیدن و نقل کردن است چنانکه گویند (حمله علم) یعنی کسانیکه بار علم می کشند و رنج آن بر خود هموار می سازند: آسمان بار امانت […]
فقه) یعنی حمل حدیث با رعایت شرائط علمی آن بطوریکه در علم درایه مقرر شده است مثل اینکه حدیث را از اسناد بشنود (سماع) یا احادیث را نزد او و […]
(فقه) احساس امرمشهود به توسط شاهد. مثلا دو نفر با هم دعوی ومشاجره در انظارمی کنند یکی مردم را دعوت میکند که ای مردم شاهد باشید و ملاحظه کنید که […]
(فقه) الف – اسقاط خیار بعد از عقد، و ملتزم شدن به آثار ناشی از عقد. این اصطلاح درمقابل تقایل( یعنی اقاله) استعمال میشود. ب- اختیار فسخ عقد یعنی اعمال […]
(قانون کیفر عمومی) تباه نمودن ابنیه و مانند آنها از اموال غیر منقول (ماده ۲۵۷ قانون کیفر عمومی)