الف- اختلاف دارائی (مطالبات) و دیون در حساب بالانس Balance
ب – مالک دام مقداری دام بکسی (که او را عامل گویند) میدهد که تحت شرایطی برای او نگهدارد مثلا اگر سه گوسفند پنج ساله میدهد در رأس موعد (اگر مثلا موعد دهسال باشد دررأس دهسال) همان سه گوسفند پنج ساله را میخواهد بهمین جهت این را (دندانی) هم میگویند یعنی بهمان دندان وسن وسال که داده باشد باید پس بدهد. در بعضی از بلاد ایران (مزاممیر) میگویند که این هم باین معنی است که نه نتاج مال مالک است و نه مردن بضرر مالک است. در پاره ای از بلاد شرط میشود که نصف منافع مال مالک و نصف مال عامل باشد. بهمین جهت آنرا نصفه داری میگویند و شاید بهمین مناسبت در پاره ای از بلاد آنرا دوپائی مینامند و بمناسبت اینکه در پاره ای از بلاد منفعت را روغن میگیرند آنرا روغنی مینامند. بهرحال باتوجه بمفهوم دندانی- مزاممیر نصفه داری – دوپائی – لنگه و نظائر آنها مسلم است که طرز نوشتن تراز همان است که ضبط کردیم و پاره ای ازمؤلفان آنرا (تراض) نوشته اند که غلط است زیرا این کلمه باتنوین در سیاق جمله عربی باین صورت نوشته میشود و استقرار اصطلاح در زبان فارسی برآن جدا بعید است علی الخصوص با تحقیقی که دراصطلاحات مختلف محلی راجع به مدلول این اصطلاح کرده ایم مسلم میشود که تراز باید وبا تاء منقوط وزاء اخت الراء نوشته شود. (رک. لنگه – مال شاه) تراز را فقهاء ضریبه نامیده اند و در تعریف آن گفته اند: مالک چهار پا وگاو آنها را درمدتی از زمان درمقابل درهم یا دینار در اختیار دیگری قرار دهد که طرف ازمنافع (شیر و پشم) آن بهره ببرد وگفته اند این نوعی از معاوضه است (بهمین جهت دارای خصوصیات عقد اجاره نمی باشد) بهرحال ممکن است این را نوعی از تراز شمرد و مفهوم تراز بمعنی مذکور فوق وسیع تر از ضریبه است (مفتاح الکرامه – جلد متاجر- صفحه ۱۶۰)